که واژه واژه میچکم ز چشم مهربان تو
غزل غزل ترانه ام،عجیب عاشقانه ام
و مست آن ترانه که شنیدم از لبان تو
شکفته ای درون من به شکل شعر و شور وشر
و شعر تیر آخری که مانده در کمان تو
چقدر اینه تو را زمن سراغ میگرفت
ندید من همان توام که زردم از خزان تو
منی که وامدار آن دو چشم خسته توام
سرودنم از آن تو و بودنم از آن تو
سال83 .دانشگاه صنعتی.
برچسب:
نویسنده: بردیا رنجبر